«جریانشناسی» پدیدهای جدید در ایران معاصر است که عنوان جلسات و کتب متعددی را در عرصههای علم و فرهنگ و سیاست به خود اختصاص داده و میدهد. اما مشکل این مباحث فقر ادبیات و چارچوب نظری مشخص و عدم حاکمیت انضباطهای علمی بر آن است که باعث سوءتفاهمها، تشتتآراء و درهمریختگی معرفتی شده و عموما مخاطبان را دچار سردرگمی و تحیّر کرده و میکند. برای حل این مشکل، جریانشناسی نه در حد یکسری مباحث ژورنالیستی، بلکه بهعنوان یک دانش، مورد تحقیق و نگاه درجه دومی قرار گرفته شده است. بر این اساس، مطابق ضوابط حکمتاسلامی در تعریف علوم به موضوعات، جریانشناسی به عنوان دانشی تعریف میگردد که یکی از حقایق اجتماعی را به عنوان موضوع خود برگزیده که عبارت است از «جریان اجتماعی». این مقاله در راستای تثبیت و تقویت هویت دانشی «جریانشناسی» با روش توصیفی و تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای، با توجه به اصل روششناختی رابطه و تناسب میان «روش» و «موضوع مورد مطالعه» در چارچوب نظری علم در سنت اسلامی، با تحلیل ابعاد تعریف هویت جریان اجتماعی، لوازم روششناسانهی آن را بررسی و استخراج کرده و در قالب ۳۰عنوان ارائه داده است. این لوازم روششناسانه، پیشنیازهای طراحی و صورتبندی الگوی علمی مطلوب برای جریانشناسی را فراهم میآورد.