جوان و بزرگسال، عنوان كتابی است، از مجموعه گفتارهای مرحوم استاد فلسفی(ره) كه توسط دكتر حسین سوزنچی تلخیص شده و به همت پژوهشكده باقرالعلوم(علیه السلام) برای اولین نوبت در بهار ۱۳۸۵ در تیراژ ۳ هزار نسخه چاپ و منتشر شده است... این كتاب دارای پیش گفتار و ۲۰ سرفصل می باشد؛ كه در آن، راجع به عمده تفاوت های جوانان و بزرگسالان مطالبی بیان شده است. نویسنده سعی بر آن داشته تا اهمّ سخنان مرحوم استاد فلسفی(ره) در موضوعات امیال، تكریم شخصیت، احساس حقارت و ناسازگاری در میان سالان و كهن سالان، روابط این دو گروه اجتماعی، تعدیل تمایلات و غریزه جنسی، برتری طلبی، اقتصاد در خانواده و اجتماع، تمدن صنعتی و اخلاق نسبی و ... را از دیدگاه دین و علم روز، به همراه نقد و بررسی استاد بیاورد. در فصل نخست این كتاب به مشكل ناسازگاری جوانان، میان سالان و كهن سالان اشاره شده و راه حل رفع اختلاف در درك ویژگی های روانی گروه های سنی، بیان شده است. در ضمن از حكمت تضاد تمایلات سه نسل جوان، میان سال و كهن سال، سخن به میان آمده و راه بهره برداری صحیح از قضاوت های بزرگسالان و جوانان معرفی شده است. فصل دوم با نقش احترام به شخصیت یكدیگر در سازگاری بین نسل ها، در دو بخش خانواده و جامعه آغاز شده كه در بخش اول آن به وظیفه والدین در قبال جوانان، مضرات سخت گیری افراطی بر جوانان، وظیفه جوانان در قبال والدین و نیز وظیفه مشترك جوانان و والدین كه همان احترام به كهنسالان جامعه است، پرداخته شده است. تفاوت احترام به دیگران و تن دادن به خودخواهی دیگران و نیز توقع خودپرستان، عنوان دو سر فصل آغازین فصل سوم می باشد. در ادامه به عقده حقارت، به عنوان مهم ترین عامل خودپرستی در سه نسل جوان، میان سال و كهن سال پرداخته شده است. علل اصلی احساس حقارت در جوانان؛ یعنی انحرافات طبیعی و مادرزادی و نیز احساس حقارت ناشی از نقص عضو و سوء تربیت و همچنین حقارت ناشی از تحلیل غلط درباره گذشته و آینده، تشكیل دهنده بقیه مطالب سومین فصل كتاب است. در پی آن نیز به وظایف والدین در برابر جوانان و نیز وظیفه خود جوانان اشاره شده است. نقش تربیت در سازگاری و ناسازگاری بین نسل ها و ضرورت تربیت در حیات اجتماعی دو عنوان اولیه فصل چهارمند. وظایف والدین در تربیت فرزندان تحت عنوان احترام به كودك و پرهیز از افراط در تكریم كودك، ادامه فصل چهار است. در فصل پنجم كتاب، به ضرورت تعدیل تمایلات برای افزایش سازگاری بین سه نسل و همچنین دیدگاه طرفداران آزاد گذاشتن تمام تمایلات طبیعی و نقد این دیدگاه تحت چهار عنوان ذیل اشاره شده است: الف) آزادی عمل در انسان و عدم آزادی عمل در حیوان؛ ب) عدم محدودیت در تمایلات انسان و محدودیت در تمایلات حیوان؛ ج) موانع محدودكننده تمایلات؛ د) وجود تمایلات برتر از تمایلات طبیعی. امنیت غریزه جنسی و روش اسلام در ارضای غریزه ی جنسی، دو عنوان اولیه ششمین فصل كتاب حاضرند كه در آن به ضرورت وجود غریزه جنسی؛ همانند سایر غرایز در وجود انسان اشاره شده و ازدواج به عنوان تنها راه اعتدال در ارضای آن معرفی شده است. در ادامه به بقای نسل، كانون محبت و حفظ عفت به عنوان ثمرات ازدواج پرداخته شده است و در ادامه به نقد روش كلیسا(تفریط در ارضای غریزه جنسی) و نیز روش مدرن(افراط در ارضای جنسی) و راجع به نظریه افراطی فروید و عوارض آن در دنیای جدید مطالب سودمندی آمده است. در هفتمین فصل، به قدرت طلبی و ریاست خواهی به عنوان مهمترین علّت بی احترامی به شخصیت دیگران از آنها یاد شده و دو راه كار رایجِ محدود كردن غریزه قدرت طلبی، تحت دو عنوان وضع قانون و نیز ضمانت اجرای قانون توسط حكومت آمده است. در ادامه نیز عدم امنیت و سقوط اخلاقی و دینی به عنوانِ دو ضرر عمده محدود نشدن غریزه قدرت طلبی معرفی شده و در پی آن برای انسان ها در تعدیل غریزه قدرت طلبی، وظایف فردی و اجتماعی تعریف شده است؛ تا خویشتن و جامعه را از ظلم ظالمان رهایی بخشند. حُبّ مال، كسب مال و صَرف مال، سه عنوان اصلی فصل هشتم می باشند كه در آن به نقش مسائل اقتصادی در نازسازگاری های بین افراد در خانواده و جامعه پرداخته شده است. از نظر اسلام حبّ مال اگر معتدل باشد، انسان را به تحرك صحیح اقتصادی وادار می كند و تنبلی و بی كاری را كنار می زند و از طرفی شخص را دچار حرص و پلیدی های ناشی از آن نمی نماید. نقش اختلاف نظر در اخلاقیات در ناسازگاری بین نسل ها و تأثیر انقلاب صنعتی در اخلاق عمومی، شروع كننده عناوین نهمین فصل كتابند؛ كه ضمن آن به دگرگونی افكار و اعمال عموم مردم، علی الخصوص نسل جوان، تحت تأثیر انقلاب صنعتی اشاره شده و دگرگونی هنجارهای اخلاقی، دو گروه جوانان و بزرگسالان را در مقابل هم قرار داده است. اهمیت تشخیص خوب و بد اخلاقی از دیدگاه دین و علم، موضوع دیگری است كه در فصل نهم، ضمن آن به اشتباه بعضی از افراد در شناخت خوب و بد اشاره شده است. در عناوین دیگر، به مبنای نسبیت اخلاق، اتكاء به رد و قبول مردم، حالت مجاز نسبیت اخلاق و تبعیت مصالح واقعی اشاره شده و در ادامه به چرایی عدم اعتماد به ردّ و قبول مردم پرداخته شده است. در فصل دهم كتاب به فلسفه ممنوعیت آزادی های عرفی از دیدگاه اسلام و روش دنیای غرب در تعیین معیار قوانین و همچنین روش اسلام در این مسئله اشاره شده است. محدوده آزادی های مجاز مسئله ای است كه موجب اختلاف والدین و فرزندان شده و علت تقابل بعضی از قوانین دینی با قوانین غربی در دنیای امروز، مورد بحث قرار گرفته است. تأثیر تحوّل فرهنگی در دگرگونی آراء و باورها و عوامل تغییر در آراء و آداب اجتماعی، عناوین آغازین یازدهمین فصل كتاب حاضر را تشكیل می دهند و در آن از حكومت های مقتدر، اشخاص بزرگ و بالا رفتن سطح دانش مردم، به عنوان سه عامل مؤثر در تغییر آراء و آداب اجتماعی سخن به میان آمده است. در تقسیمات تأثیرپذیری خانواده از حیث میزان تحصیلات، می توان به خانواده های تحصیل كرده، خانواده های بی سواد و نیز خانواده هایی كه دارای فرزندان تحصیل كرده و در عین حال والدین بی سوادند، اشاره كرد. در ادامه این فصل از راه كار رفع تعارض تحوّلات فرهنگی در بین نسل ها سخن به میان آمده و در آن به وظیفه بزرگسالان و جوانان اشاره شده است. در فصل دوازدهم كتاب به پنج نكته در جهت بیداری نسل جوان در قبال نظریه ماتریاستی اشاره شده است. بخش اول نكات پنج گانه از دلایل الاهیون برای اثبات وجود خدا سخن به میان آورده و به نقل از دكتر ایوی استاد دانشگاه شیكاگو، اظهار می دارد: «منطق، وجود خدا را اثبات می كند، ولی در نفی وجود خدا عاجز است.» تأثیر غرور علمی در قبول و رد آراء مادّیون تشكیل دهنده مطالب دیگر این فصل می باشد. در سیزدهمین فصل كتاب به اختلاف نظر بزرگ سالان با ایمان و جوانان مخالف مذهب، درباره اساس دین پرداخته شده است. تلقّی نادرست از رابطه علم و دین در دو بخش تضادّ دین و علم و ناسازگاری معارف دینی با مبانی علم به همراه نقد آن ها، تشكیل دهنده مطالب این بخشند. چهاردهمین فصل كتاب با عناوین زیر شروع می شود: - انسانیت و برتری اخلاق بر غرایز؛ - بلوغ دوره شكوفایی تمایلات غریزی و اخلاقی؛ كه طی آن به كمالات معنوی انسان به عنوان معیار برتری او بر حیوانات اشاره گشته و فرا رسیدن دوران بلوغ را زمان آشكار شدن خواهش های غریزی و فطرت ایمانی معرفی می نماید. در ادامه به سه فرق عمده زنان و مردان اشاره شده و درگیری تمایلات غریزی و تمایلات اخلاقی و دو راه كار افراطی و تفریطی آن ها مورد بررسی قرار گرفته و بالاخره راهكار اسلام یعنی تعدیل غرایز و تقویت وجدان اخلاقی بیان شده است. در پی آن ضمن مقایسه وضع اسلام و غرب در مساله طبقات اجتماعی به نقد دیدگاه تبعیض نژادی دنیای غرب پرداخته شده است. اهمیت غریزه تقلید، ضرورت حكومت عقل بر غریزه تقلید، تفكیك تقلید از هدف و تقلید از روش، سه عنوان اولیه پانزدهمین فصل كتاب هستند كه در آن به سرمایه اولیه وجود انسان؛ مانند عقل، هوش، غرایز و دیگر قوای طبیعی و نیز سرمایه دوم او یعنی علوم، فنون و تجارب اشاره شده و راه كار بقای این ذخایر در وراثت های طبیعی و تقلید های اجتماعی معرفی شده است. در ادامه به دو علت عمده تقلید ناآگاهانه یعنی عدم رشد عقلی و خودباختگی پرداخته شده و به ضرورت تقلید درست از غرب و غربیان و نیز چگونگی تقلید شایسته از آنان اشاره شده است. در عین حال از خودباختگی بعضی ها در تقلید از غرب انتقاد شده است. نقش تجربه در زندگی بشر، اهمیت تجربه در شكل گیری علوم، شكوفایی عقل، عناوین آغازین شانزدهمین فصل این كتاب می باشند و در ادامه دشواری های دوره بلوغ و ضعف هوش اكتسابی و شدت خیال پردازی در جوانی، توجه به ویژگی های روحی جوان و برخورد توأم با مدارا به عنوان پنج دلیل مهم نیاز جوانان به تجارب بزرگ سالان معرفی شده است. در فصل هفده به اهمیت ازدواج اشاره شده و از سه نوع مواجهه با غریزه جنسی سخن به میان آمده است. تأخیر در ازدواج و تزلزل جایگاه خانواده و نگرش های دینی به عنوان دو علت مواجهه غلط با غریزه جنسی معرفی شده و در هر مورد راهكار اسلام بیان شده است. در ادامه نیز به برنامه های اسلام برای شكل گیری ازدواج موفق اشاره گشته و از دو علت عدم قناعت به اخلاق خالی، در ازدواج و ضرورت تحصیل ایمان طرف مقابل، سخن به میان آمده است. پیری طبیعی و پیری زودرس و علل آن و ناراحتی های روحی و روانی عناوین مهم هجدهمین فصل كتاب اند؛ كه در آن به افراط كاری در قوای جسمانی، اعتدال طبیعت به عنوان نكته اساسی سلامتی، اشاره شده است. در ادامه نیز به افراط در خوردن و آشامیدن، ارضای غریزه جنسی و كار طاقت فرسا به عنوان مصادیقی از افراط كاری در قوای جسمانی اشاره شده و به نقش ایمان در رفع علل پیری زودرس پرداخته شده است. نوزدهمین فصل كتاب، از عوارض جسمی و روحی دوران پیری سخن به میان آورده و به برخی از وظایف اخلاقی و اجتماعی در تعالیم دینی اشاره نموده است. دو مشكل اساسی سال خوردگان؛ یعنی انزوا از جامعه و خانواده، دو راه كار اسلام برای جلوگیری از انزوای آنان؛ یعنی وظیفه افراد اجتماع و نیز وظیفه خود سالخوردگان، تشكیل دهنده مطالب آینده این فصل می باشند. بیستمین فصل كتاب با عناوین: - نقش دوره جوانی در دوره های بعدی زندگی؛ - نیاز جوان به یك برنامه جامع؛ - ضرورت شناخت اسلام به عنوان یك برنامه، شروع شده و ضمن آن به ضرورت تحصیل علم در جوانی با استفاده از سخنان معصومین(علیهم السلام) اشاره شده است. در ادامه نیز از آداب علم آموزی؛ یعنی تحصیل هم زمان علوم دین و دنیا، ضرورت پرهیز از جدل و كنترل غریزه كنجكاوی، سخن به میان آمده است.
استاد گروه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام مدیر گروه خانواده دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام