هدف پژوهش حاضر بررسی سرشت قدسی دولت متعالیه با تکیه بر غایت باوری است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و نتایج نشان داد که سرشت قدسی دولت متعالیه مرهون رویکرد غایت باورانه در حوزه مبانی و مسائل دولت متعالیه است. مبانی متافیزیکی متعالیه بنیادیترین شاخص سرشت قدسی این دولت میباشد. تتبع در مبانی هستیشناختی، معرفتشناختی و انسانشناختی متعالیه مبین آن است که عنایت به »غایت« از استلزامات عام و کلی این مبانی است. در هستیشناسی متعالیه، وجود بهسان یک نظام واحد که علیرغم تکثر عددی، برخوردار از غایتی واحد است، دیده میشود. دولت متعالیه در فرایند تصمیم گیری و تعیین خطمشیءهای خود در تضاد یا غفلت نسبت به این غایات اقدام نمیکند، بلکه مشیّت سیاسی خود را در طول و تداوم مشیّت خالق هستی قرار میدهد. مسائل دولت متعالیه با تغذیه نظری از رویکرد غایت باورانه مبانی متافیزیکی متعالیه با محوریت دو پرسش »چه کسی حکومت کند؟« و »چگونه حکومت شود؟«، پاسخ داده میشوند. در پاسخ به پرسش چه کسی حکومت کند، بر ضرورت حاکمیت ولی الهی که برخوردار از کماالت اخالقی و معنوی باشد، تاکید میشود. در حوزه ساختارها نیز دولت متعالیه میکوشد متناظر با نظام احسن خلقت در حوزه حکمت نظری، بهترین نظام سیاسی- اجتماعی را در جهت تکامل نفوس مردم و تحصیل کمال و غایات متعالیه ایجاد کند.