مسئلۀ این مقاله، تبیین هویت قدرت، و بررسی دلالت های سیاسی آن است. در بخش نخست، مقاله به کنکاش سه دیدگاه دربارۀ هویت قدرت پرداخته است:۱٫ قدرت شر است؛ ۲٫ قدرت ماهیت خنثی و ابزاری دارد؛ ۳٫ قدرت خیر است. در بخش دوم به دلالتهای سیاسی آن دیدگاهها اشاره، و گفته شده، که خروجی آنها در عرصۀ سیاست به سه قدرت منجر میشود: ۱٫ قدرت مُتَدانی؛ ۲٫ قدرت متعارف؛ ۳٫ قدرت متعالی. بخش نخست با روش توصیفی ـ تحلیلی، و بخش دوم با روش استنباطی و براساس نظریۀ دلالت در دانش منطق و اصول فقه بررسی شده است. برای طراحی اسکلت مقاله نیز از چهارچوب مفهومی بهره گرفتهایم تا نخست، جایگاه بحث در میان مفاهیم مختلف علوم سیاسی، و دوم رویکردهای متضاد به مفهوم قدرت را نشان دهیم، پس لازم است که به بحث قدرت نگاه بنیادی و ماهوی داشت. در این مقاله از دیدگاه امام خمینی ـ در جایگاه حکیم حکمت متعالیه، که بیش از بیست سال به تدریس حکمت متعالیه اشتغال داشته، و «از نظر ماهوی ذاتاً قدرت را خیر میداند که از نظر سیاسی به قدرت متعالی منجر میشود ـ ، دفاع شده است. قدرت متعالی رویکردی معنوی و اخلاقی و الهی به سیاست دارد، با سکولاریسم میانهای ندارد و چون ذاتاً قدرت را خیر میداند، لاجرم باید قدرت در اختیار معنویترین و پاکترین انسانها قرار بگیرد؛ ازاین رو امانت بودن، ذاتی قدرت متعالی است و ظهور حضرت حجت، که روزبهروز قدرت جهانی اسلام است، طبق همین تبیین از قدرت است.
استاد گروه علوم سیاسی دانشگاه باقرالعلوم، رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی