ائمه در تمام دوران زندگی خود به خاطر تعدیات حکومت های ستمگر زمان خود، به مشکلات و فشارهای سختی دچار بودند و پیروان آنها بسیار در تهدید و تعقیب و طرد از جامعه زندگی کرده و این امر زندگی را سخت و طاقت فرسا ساخته بود. ( تحقیق با سؤال اصلی علل عدم پذیرش خلافت و علل پذیرش ولایت عهدی از جانب امام رضا (ع) می باشد. و با فرضیه اینکه؛ عدم پذیرش خلافت از سوی او به دلیل فقدان شرایط لازم برای حکومت خود و پذیرش ولایتعهدی به دلیل اجبار صورت گرفته از سوی مأمون بوده، می باشد). در فصل اول با تکیه بر نظرات ماوردی به عنوان عالم اهل سنت به بیان دیدگاه های اهل سنت در مورد جانشینی پیامبر (خلافت) و پایگاه آن پرداختیم و می بینیم که اهل سنت خلیفه را همانند پیامبر، دارای اختیارات فراوان می دانند. سپس به بیان آراء شیعه و موضعگیری آنان می پردازیم. در فصل دوم به تاریخ زندگی امام علی بن موسی الرضا(ع) که توام با رویدادهای حوادث تاریخی مهمی است و مورد توجه نویسندگان و تارخ نگاران چه مسلمان(شیعه و سنی) و چه غیر مسلمان بوده است، پرداختیم. انگیزه مامون از دعوت امام برای رفتن به خراسان و پیشنهاد منصب خلافت و ولایتعهدی و رد ایشان و سپس چگونگی پذیرش ولایتعهدی (که سؤال اصلی پژوهش نیز می باشد) و حوادثی که پس از آن اتفاق افتاده، و بالاخره کیفیت شهادت امام از مسائل عمده تاریخ اسلام در اواخر قرن دوم و اوایل قرن سوم می باشد که به خاطر سیاست های مزورانه و زیرکانه مامون عباسی در هاله ای از ابهام قرار گرفته است. در این میان مردم ایران، که از ظلم های امویان و عباسیان به ستوه آمده بودند، از همه کسانی که خود را خویشاوند پیامبر معرفی می کردند (عباسیان و...) دل بریده و دل در گرو مهر امام علی بن موسی الرضا(ع) به عنوان پرچمدار ولایت و خورشید درخشان امامت، سپردند (این امر در استقبال بی نظیر مردم ایران بخصوص نیشابور و... از امام رضا(ع) به هنگام سفر به خراسان و نیز استقبال مردم پایتخت (مرو) حکومت مأمون به هنگام خروج برای نماز عید و نماز باران، نمونه های از دلبستگی مردم ایران به خاندان پاک علی بن ابی طالب(ع) می باشد).مأمون این سیاستمدار زیرک که پس از دعوت از امام رضا(ع) از کعبه وار شدن خراسان نزد مردم، بسیار هراسان شده بود، و دید که نمی تواند در خراسان که مرکز تشیع گردیده بود، حکومت نیرومندی برای خود ایجاد کند، پس از رسیدن به اهداف شوم خود، به گونهای ناجوانمردانه امام را به شهادت رسانده و خود در عقب جنازه آن حضرت با سر و پای برهنه گریه و زاری و بی تابی می کند. از جمله نکات بدست آمده که در واقع پاسخگویی به سؤال اصلی پژوهش است، این است که علت عدم پذیرش خلافت از جانب امام رضا(ع) این بود که امام می خواست به مأمون بفهماند که به راحتی دستخوش تزویر و نیرنگ و خدعه وی قرار نمی گیرد. همچنین امام، مأمون را در این امر(واگذاری خلافت به ایشان) صادق نمی دید. در ضمن امام مطمئن بود که مأمون خود را کنار نخواهد کشید و تمام امور را به دست گرفته و اعمال خود را به نام امام رضا(ع) انجام خواهد داد. اما در مورد علت پذیرش ولایتعهدی از سوی امام رضا(ع): اولا به دلیل اجباری بودن پذیرش ولایتعهدی اشاره کردند. چه زمانی که اصحاب و یاران امام از ایشان می پرسیدند و چه زمانی که خود شخصا بیان می نمودند. حتی در مجلس بیعت با امام هم، امام به نوعی به بیان عدم مشروعیت خلافت مأمون اشاره کردند و آن را حق خود دانستند و مأمون چیزی را به امام(ع) اعطا نکرده است.
استاد تمام گروه علوم و اندیشه سیاسی و معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه شهید بهشتی ، رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی
استاد گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران