"مشروعیت" اساسی ترین و قدیمی ترین مسئله حاکمیت ها در طول تاریخ زندگی اجتماعی بشر بوده و هست. "مشروعیت سیاسی"از دیدگاه حضرت علی(ع) به عنوان جانشین واقعی پیامبر گرامی اسلام (ص)، از جهات مختلفی برای جامعه معاصر ما که در آن حکومتی اسلامی تأسیس گردیده است، حایز اهمیت است و در این میان، کتاب ارزشمند نهج البلاغه به عنوان شاخص ترین منبعی که منعکس کننده افکار و اندیشه های حضرت می باشد، مورد توجه ویژه ای است. مهمترین مسئله (problem) در حوزه مشروعیت سیاسی از دیدگاه اسلام و بویژه نهج البلاغه، بحث بر سر الهی و یا مردمی بودن مشروعیت است؛ ناهمسازه ای حل ناشدنی که نیروی عظیمی از افکار و اندیشه ها را صرف خویش نموده و انبوهی از آثار و نوشته ها و آثاری را که هر یک ادعای ابداع و ایجاد راه حل منحصر به فرد برای آن نموده اند را به وجود آورده است. پژوهش حاضر سعی دارد تا با نگاهی نو و مروری دوباره بر اصلاحات و واژه هایی که در این حوزه در قالب گفتمان (discourse) های گوناگون مورد استفاده قرار می گیرد، به این سئوال اصلی که " قول و فعل حضرت به ویژه از دیدگاه نهج البلاغه چه نوع مشروعیتی را برای حکومت اسلامی اثبات می کند؟" پاسخ می دهد. در این راه با بررسی زمینه های معرفت شناختی (epistemlogical) و امکانات و محدودیت های گفتمانی که واژه(legitimacy) در ان متولد شده، سپس به سایر گفتمانها راه یافت و همچنین ویژگی ها، و محدودیت ها و امکانات گفتمان ایرانی- اسلامی که در برابر واژه فوق،"مشروعیت" را جعل نمود، سعی بر آن است تا پس از تبیین و بیان همسازه " الهی یا مردمی بودن مشروعیت " و علل ایجاد آن، فرضیه " مقبولیت عین مشروعیت"و به عبارت دیگر، " مردمی بودن مشروعیت سیاسی از دیدگاه حضرت " را در مقابل فرضیه های رقیبی که مشروعیت را الهی می دانند، به آزمون گذارده شود و پس از نقد، بررسی و ابطال فرضیه های رقیب، فرضیه اصلی به اثبات می رسد.
استاد تمام گروه علوم و اندیشه سیاسی و معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه شهید بهشتی ، رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی
استاد گروه علوم سیاسی دانشگاه باقرالعلوم، رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی