"آیا رسانه، مانند ظرفی است که قابلیت هر پیامی را دارد و هر مفهومی چه زمینی و چه آسمانی، چه دینی و چه غیر دینی را میتوان در آن ریخت و به گیرنده و مخاطب عرضه داشت؟یا اینکه رسانه به تبعیت از تکنولوژی خود دارای جهتی فطری و غایتی بالفطره است که نمیتوان بدون در نظر گرفتن این جهت و غایت از آن بهره برد؟در این صورت اگر سادهانگارانه پیامی را که با حقیقت و سمت و سوی رسانه هماهنگ و هم جهت نباشد بر آن تحمیل کنیم، خود و مخاطب را دچار تشتت و پراکندگی در ارائه و دریافت پیام کردهایم. اما اگر میبینیم که بشر به دنبال ساخت بمب اتم میرود و به تکنولوژی آن دست مییابد، ناشی از نیازی است که با توجه به دیدگاه او به زندگی در وجود خود احساس کرده است. جری ماندر با اینکه از طرفداران حذف بعضی از بخشهای تکنولوژی تمدن مدرن مانند تلویزیون از زندگی انسان است، حرفی دارد که به دیدگاه ذکر شده نزدیک است؛او میگوید:این ایده و توهم که تکنولوژی خنثی و فاقد اقتضائات اجتماعی، سیاسی و زیست محیطی است، واقعا تخطرناک است. همانطور نیز بدون توجه به این که ما چه پیامی را در ظرف تلویزیون میریزیم و قصد انتقال چه مفهومی را به وسیله آن به مخاطبین خود داریم، پیام ما و مفهوم مورد نظر ما آنگاه که در دست این رسانه قرار میگیرد، دستخوش تحول و دگرگونی میشود."