از نظریههای بحث برانگیز در دهههای اخیر که در حوزهی مباحث الهیاتی مطرح شده و در میان خداباوران و نیز ناخداباوران بسیار بحث برانگیز بوده است نظریه «طراحی هوشمند» است. نظریهی طراحی هوشمند که با استفاده از ساز و کارهای علمی تلاش میکند وجود یا عدم عامل هوشمند را در فرایند علّی موجودات زنده شناسائی کند. ویلیام دمبسکی به عنوان برجسته ترین نظریه پرداز طراحی هوشمند ملاک پیچیدگی تشخص یافته را برای تبیین علّی موجودات زنده و تشخیص عامل هوشمند در فرایند ایجاد آنها معرفی میکند. او بعد از تشریح و واکاوی مفهوم پیچیدگی تشخص یافته و تبیین برخی از مصادیق آن در جهان زیستی این پیچیدگیها را محتاج تبیین میداند. دمبسکی، در مرحله بعد برای انتخاب مناسب ترین تبیین برای پیچیدگیهای مزبور ساز و کاری را ارائه میکند و نام پالایه تبیینی را بر آن مینهد. بر اساس این پالایه هیچ کدام از الزام و صدفه نمیتوانند به عنوان تبیینی قانع کننده در خصوص پیچیدگیهای تشخص یافته در نظر گرفته شوند و تنها وجود عامل هوشمند و طراحی، بهترین تبیین برای چنین پیچیدگی هایی خواهند بود. علاوه بر دلالت متافیزیکی مذکور آثار و دلالتهای دیگری نیز از این نظریه قابل برداشت است. ما در این پایاننامه بعد از تبیین دقیق نظریه طراحی هوشمند و مبانی نظری آن، به بررسی دلالتهای الهیاتی آن پرداختیم و علاوه بر آن برخی دیگر از آثار این دیدگاه از جمله دلالت ابطال¬گرایانه آن نسبت به نظریه فرگشت را نیز بررسی کردیم. در انتها نیز اتقان اصلی ترین چالشهای مطرح شده از سوی منتقدین این نظریه را موردکنکاش قرار دادیم
دانشیار گروه فلسفه و کلام دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام
دانشیار گروه فلسفه و کلام دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام