بنابر جسمانیۀالحدوث و روحانیۀالبقاء بودن نفس در حکمت متعالیه، انسان در مراحل تکوّن خود با ارتقاء از مرتبه طبیعی و ادراک حسی، ابتدا در مرحلۀخیال متّصل قرار می گیرد؛ متخیّل بالفعل و عاقل بالقوه می گردد. از نظر علامه طباطبایی(ره) و شاگردان ایشان، اکثر انسان ها تا پایان زندگی دنیایی خود، در همین مرتبه خیال باقی می مانند و حتی با همین مرتبه که بوسیلۀ علم و عمل آنها شکل-گرفته و هویت حقیقی آنها را ساخته است محشور می گردند. قوه خیال با توجه به کارکردهایش، هم دارای جنبۀ فعلی و هم انفعالی است در این صورت هم می تواند موجب تعالی انسان گردد و هم موجبات سقوط و انحطاط انسان را فراهم سازد. از نظر علامه طباطبایی(ره) و شاگردان ایشان، اگر خیال، الهی باشد و دستخوش عواملی که او را از توجه به عالم ملکوت منحرف می سازد نشود، می تواند به حقایقِ عالم خیال منفصل دست یافته و حتی به مراتب بالاتر و فوق تجرد نیز تعالی یابد. اما اگر غیرالهی باشد یعنی رو به طبیعت کرده و بُعد ماورائی خود را فراموش کند، جولانگاه شیطان و نفس اماره می گردد و در دایرۀ محدود و بستۀ خود، صورت های کاذب و واهی را می سازد و چه بسا دچار اشتباهات و مغالطات جبران-ناپذیری گشته و اعمال ناپسندی مرتکب می شود. انسان برای اینکه از مرتبه تخیّل بالفعل که در آن کثرت محض حکمفرماست به مرتبه عقل بالفعل که عالم وحدت است ارتقاء پیداکند و با این که در میان خلق زندگی می کند اما همه آنها را تجلّی حضرت حق ببیند و فانی در ذات، صفات و افعال الهی گردد باید قوۀخیال خود را تطهیرکند تا تجلّی گاه نورالهی شود. از نظر علامه طباطبایی (ره)، مهم ترین عامل برای تطهیرخیال، همّ واحدداشتن است که از طریق مراقبه برای انسان حاصل می گردد. با توجه به ساحت اختراعیِ فعلی و ارادی خیال، انسان می تواند هم در افعال و هم در صفات شبیه خدا شود و به اذن الهی، کار خدایی انجام دهد.
استاد گروه فلسفه و کلام دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام
دانشیار گروه فلسفه و کلام دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام