تقیید و پایبندی به اصول، مبانی، ارزشها و آموزههای دینی و ملی، مفهوم اصولگرایی را در ادبیات معاصر ما شكل میدهد. تأسی به این آموزهها باعث میشود تا فرد و جامعه با رجوع به این اصول به مبانی مشخص دست یابد و در برنامهریزیهای كلان خود به آن تمسك جوید. در پژوهش حاضر به روش توصیفی، تحلیلی سعی شده است زن در گفتمان اصولگرایی جمهوری اسلامی از سال 1376 به بعد مورد بررسی قرار گیرد. در این پژوهش از نظریه گفتمان استفاده شد و گفتمان مجموعه مفصل بندی شدهای از نشانه، دال و مدلها است كه حول دال مركزی خاصی شكل میگیرند. در فصل دوم به پیدایش، تحولات و كلیات گفتمان اصولگرایی پرداخته شده است. و در فصل سوم زن با توجه به مبانی نظری و بنیادهای فكری گفتمان اصولگرایی مورد بررسی قرار میگیرد. و فصل چهارم دیدگاه گفتمان اصولگرایی درباره نقش زن در پستهای كلیدی چون رهبری و ریاست قوای حكومتی مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در این رساله در پی اثبات این فرضیه هستم اصول گرایان ضمن پذیرش اصل حضور زنان در عرصه های سیاسی – اجتماعی، فعالیت سیاسی زنان را مقید به چارچوب خاصی نموده و معتقدند نباید حضور زنان در عرصه های مختلف اجتماعی – سیاسی به وظیفه اصلی زن، که همان مادری و همسری است خدشه وارد . واژگان كلیدی: گفتمان، زن، اصولگرایی.
استاد گروه علوم سیاسی دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام
استاد تمام گروه علوم و اندیشه سیاسی و معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه شهید بهشتی ، رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی